گزارش روزنامه لبنانی از ترس دشمنان از سرود «سلام فرمانده»

1076866 فقط خبر

به گزارش گروه جهان خبرگزاری آنا، «صادق النبلسی» استاد علوم سیاسی دانشگاه بین المللی لبنان در یادداشتی درباره جهانی شدن سرود «سلام کمنده» تنها چند ماه پس از اجرای آن در ایران و خواندن نسخه لبنانی آن در مناطق مختلف کشور، بررسی علت محبوبیت این سرود و خواندن آن در کشورهای مختلف و نقدهای پشت صحنه.

سرود «سلام کمنده» جدا از استقبال بی نظیری در ایران، در خارج از مرزهای این کشور نیز رواج زیادی پیدا کرده و نسخه های مختلفی از آن به گویش های عربی بحرینی، عربی عراقی، عربی لبنانی، کردی، آذری، انگلیسی دارد. ، پاکستانی و ..تهیه و اجرا شد. نسخه لبنانی سلام فرمانده با نام «سلام یا مهدی» در بسیاری از مناطق این کشور با خیل عظیم علاقه مندان و شیفتگان امام زمان (عج) خوانده شد.

سلام فرمانده و راز اشک های هواداران انتظار

در مقدمه این یادداشت که در روزنامه الاخبار منتشر شده، آمده است: «سید هشام صفی الدین، رئیس شورای اجرایی حزب الله لبنان در ویدئویی که در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود، می گوید: هرگاه برخی از جملات سرود «سلام باد». مهدی” [نسخه لبنانی سرود سلام فرمانده] گوش کن گریه کن بسیاری دیگر چون او این سرود را شنیدند گریستند. ترانه ای که با گرمای خود آنها را در آغوش گرفت و به سوی «امام زمانشان» که با تمام علاقه و عشق هواداران از چشمانشان غایب بود، رهنمون شد.

در ادامه این یادداشت آمده است: «بسیاری از غافلان از معارف شیعه امامیه می پرسند چه کسی این اشک ها را بر دست و دل و چشم شنوندگان این سرود که به اعماق جان شیعه نازل شده است، آورده است. در او نفوذ کرده است.» آهنگی را برانگیخته است که حواس، اشتیاق و رویاهای شنوندگانش را برانگیخته است. من دوستانی از ادیان مختلف دارم که این سرود را تحسین کرده اند و در عین حال پر از هیبت و اشتیاق اسرارآمیز شده اند. آنها احساس می کردند که حاوی ادبیات قدیمی و کهن است و نمادها و اسرار آن به راحتی قابل درک نیست.

ترس دشمن از نفوذ نرم سلام فرمانده

علاوه بر این، نویسنده بیان می کند که این سرود وارد قلمرو فرهنگی عجیبی می شود. برخی از آنها آن را یک نفوذ ملایم مذهبی می دانند که الهامات آن در فضای سایر ادیان نفوذ می کند. برخی از آنها این را سرآغاز تغییر معادلات داخلی می دانند که حزب الله قصد دارد با تأثیرگذاری بر تصورات حامیان خود، آن را به نفع خود تثبیت کند. در حالی که برخی دیگر آن را راه اندازی یک پروژه عظیم ژئوپلیتیکی می دانند و آن را به گسترش محور مقاومت در منطقه مرتبط می کنند. علاوه بر این، ملاحظات و تصاویر خیالی دیگری نیز وجود دارد که تخیل دشمن برای هر اثر هنری مرتبط با مقاومت ایجاد می کند که منبع اصلی آن ایمان، خیر، درستی و عدالت است.

بر این اساس، در نگاه همه این افراد، آثار هنری فراتر از حد عقلانیت، متانت و صداقت و هر آنچه که هوای روح انسان را با حالات مختلف آن که موجب خشونت و انحراف و با آداب و رسوم خارج از کنترل است درگیر می کند. عقل و مرزهای دین و اخلاق اشکالی ندارد. اما موسیقی ای که انسان را با آرزوهای بی پایان، امید به آینده و قدرت فرار از ناامیدی و بی عدالتی همراه می کند، موسیقی هذیان هایی است که رفتارهای مبتذلانه ای را برمی انگیزد که هیچ بازدارنده یا مجازاتی برای کنترل آن نمی توانیم پیدا کنیم.

  2000 مورد غرق شدن در عراق پس از طوفان گرد و غبار گزارش شده است

این استاد دانشگاه در ادامه می نویسد: «در حالی که اصل آزادی فرهنگی و هنری اجازه می دهد که چنین موسیقی در همه جهات و عرصه های وجودی انسان گسترش یابد، از این منظر هرکسی که بخواهد هنر را به غول خشمگینی تبدیل کند که همه چیز را می بلعد. ارزش، داشتن آزادی غنایی مانند جنون جایز است، اما وقتی صحبت از یک کنش فرهنگی باشد که ارتباط نزدیکی با یک جامعه مذهبی یا تاریخی و مدنی دارد، یا به لحظه ای بزرگ که همه ادیان به آن اعتقاد دارند. و ذهن انسان در آرزوی ظهور این منجی، نشانه های عدم تایید و نکوهش او در بالاترین درجه ممکن از افراط و نفرت نمایان می شود.

پاسخ به سه انتقاد شدید از سرود سلام فرمانده

نویسنده در ادامه می نویسد: «نخستین سؤالی که در مورد این سرود مطرح می شود، به معیارهای فنی و معیارها و توصیفات آن مربوط می شود. کسانی که این سرود را نقد می کنند، آن را با معیارها و معیارهای خود می سنجند و هر چیزی در آن که برایشان آشنا نیست یا با ذائقه فرهنگی شان سازگار نیست یا ماهیت ایدئولوژیک مخالف آنها دارد، با شمشیر خشن و خشن روبرو می شود. قضاوت تند این منتقدان خواهد بود.”

وی می افزاید: «ابزار سنجش آنها این است که آنچه را که عقلانی می پندارند نپذیرند و غیر عقلانی را رد کنند. یا بر اساس اموری که بر اساس اخلاق و ارزش های والای انسانی و از تراوشات بیمارگونه فردی و جمعی است قضاوت کنید. آنها چیزها را بر اساس اولویت های فرهنگی و سیاسی غرب می سنجند که به سمت لذت های خیالی و جسمانی گرایش پیدا می کند که انسان را بدون توجه به اصول شرافتمندانه اش به پایین ترین سطح حیوانی می کشاند.

به نظر نگارنده، موضوع دوم به تنوع مذهبی و فرهنگی برمی گردد که لبنانی ها به آن افتخار می کنند و ماهیت اساسی لبنان و وجه تمایز مردم از سایر ملل را در نظر می گیرند. زمانی که این سرود در مناطق مختلف لبنان خوانده شد، یکی از نمایندگان پارلمان لبنان گفت که این هنر «شبیه فرهنگ ما نیست». شکی نیست که این آهنگ فرصتی است برای لبنانی ها تا با زبان هنری دیگری آشنا شوند. زبانی که لزوما در منطقه و جهان با همان ظرافت ها و ویژگی های عمومی لبنانی شناخته شده نیست.

  جزئیات افزایش یارانه هر نفر از خطر 1400 - اندیشه معاصر

او در ادامه پاسخ می‌دهد: «اما آثار هنری زیادی هستند که از دل غرب و شرق بیرون آمده‌اند و چون ابتکار، نوآوری و پیام‌های مهمی داشته‌اند، سر و صدای زیادی به پا کرده‌اند. در نتیجه تأثیر معنوی و کلی بر روند رفتار اجتماعی گذاشته و از عوالم اندیشه بشری خارج شده اند. آیا برگزاری همایش های فرهنگی در بیروت، بعلبک، بیت الدین، جبیل، صور و سایر مناطق بر اساس ایده تنوع فرهنگی و دیدن یک اثر هنری جدید و گوش دادن به موسیقی از سراسر جهان نیست که چنین نیست؟ آیا لزوماً باید مردمی باشد یا از نظر فرهنگی سازگار باشد؟ ».

نویسنده در ادامه می نویسد که با در نظر گرفتن اهمیت تنوع و تعامل فرهنگی بین ملت ها و تمایل به کسب تجربه فراتر از محدوده طبیعی تخیل و ذائقه بشری، از گروه های هنری با علایق گوناگون می خواهد که از قرار گرفتن در مسیر پرهیز کنند. یکنواختی و تکرار و رکود، ارائه آثار جدید در همایش ها و جشنواره ها. بنابراین، مقامات و کسانی که با مسائل فرهنگی، هنری و انتقادی سروکار دارند، دلایل زیادی برای محافظت از آنچه ارائه می کنند، دارند، حتی اگر آن آثار عجیب و غریب یا گاهی اوقات بسیار بسیار متفاوت باشند.

این استاد دانشگاه لبنان تصریح کرد: منظور نماینده ای که می گوید «این آهنگ شبیه فرهنگ ما نیست» فرهنگ ناب لبنان نیست وگرنه باید به او گفت که بیشتر مصرف فرهنگی ما منشأ غربی دارد و برای ما چیست. خیلی کم است. بنابراین می توان گفت منظور از این نماینده همان فرهنگی است که به آن گرایش دارد; فرهنگی پر از طبقه بندی، تعصب، تضادها و هوس های فراتر از عقل و غریزه انسانی. بله، از این نظر حق با اوست. البته فرهنگ مهدوی که دارای حیا و عفت و آن چیزی است که مؤمنان را امیدوارتر می کند و سرشار از مهربانی و صلح و عدالت و مخالفت با مستکبران و مقابله با ظالمان و تسلیم نشدن در برابر آنان است، این گونه نیست. فرهنگ این نماینده

سوال سوم بر اساس ادعای ترس از این پدیده، رشد سریع آن و پیامدهای آن نه تنها از نظر فرهنگی و مذهبی، بلکه از نظر سیاسی است. با این حال، هیچ کس منکر این نیست که این سرود معنای سیاسی قوی دارد. بلکه پر از اشارات و اشارات و معانی سیاسی است. این شعار مربوط به مسائل منطقه ای و جهانی به ویژه مسئله فلسطین، اشغالگری اسرائیل و هژمونی آمریکاست. پشت سر این سرود نمی خواستند الگوی فرهنگی متفاوتی با تاکید بر هویت اسلامی مهدوی و تحولات مربوط به جنگ نرم نشان دهند، بلکه آن را به عنوان یک گفتمان نظامی در ابزار و سلاح جنگ سخت می خواستند. به نظر می رسند

مقایسه آهنگ سلام فرمانده با آهنگ های الهام بخش کشورهای مختلف در مواجهه با مسائل سیاسی و اجتماعی

  جشنواره فیلم فجر دور از موفقیت بود/ اعلام برگزیدگان جشنواره منتقدان و نویسندگان نیمه دوم اردیبهشت

در ادامه یادداشت الاخبار آمده است که در میراث جهانی، تعداد زیادی از آثار موسیقایی بتهوون و شوستاکوویچ و دیگران، هنگامی که برای مقاومت در برابر تهاجم و مقابله با دشمن یا در زمینه تشویق مردم به قیام استفاده می‌شد، به صورت سیاسی قرار می‌گرفت. و مشکلات اجتماعی، آنها در کشورهای مختلف از شانس زیادی برخوردار بودند. آهنگ هایی مانند آهنگ ایتالیایی “Bella Ciao” که از طریق جنبش ضد نازی به شهرت رسید، محدود به ایتالیایی ها نبود. آهنگ “کاتیوشا” که در اتحاد جماهیر شوروی سابق تولید شده بود نیز توسط افراد زیادی خوانده شد و حتی نسخه هایی به زبان های مختلف داشت و به سرعت از آهنگی برای مردم یک کشور به آهنگی برای همه ملت هایی تبدیل شد که به دنبال آن بودند. اشغالگران را بیرون کنید آواز چه گوارا نیز برای ملت هایی که تحت ظلم و ستم بودند همین وضعیت را داشت. بیشتر این ترانه ها به دلیل محتوایی که در مورد همه مستضعفان و محرومان داشتند، راه خود را برای محبوبیت یافتن و گسترش بیشتر پیدا کردند.

همچنین نویسنده تأکید می‌کند که این آهنگ‌ها از سرزمین‌هایی که تولید می‌شد شروع شد، اما وقتی به گوش کشور دیگری رسید، خواننده یا ترانه سرای این آثار دیگر برای ساکنان آن سرزمین مهم نبود، فقط محتوا مهم بود. . اساساً موسیقی لنگر یا ساحل ثابتی ندارد. مردم از هر نژادی حق دارند به یک آهنگ یا آهنگی کشیده شوند که در آن ارتباطی با خود یا سرزمینشان پیدا کنند.

با تاکید بر اینکه مردم هر کشوری حق دارند برای تقویت حس میهن پرستانه و ملی و یا بیدارکردن شور و نشاط در بین رزمندگان خود و یا ایجاد حس وحدت اجتماعی، ترانه ای مانند سلام یا مهدی را بخوانند.

در نهایت نویسنده این پرسش را مطرح می کند که آیا سرود سلام یا مهدی واقعاً خطری برای فرهنگ و سیاست محسوب می شود یا هنری است که انسان را در دام حیوانی گرفتار می کند و احساسات و شعور شریف و متعالی او را محدود و مانع می کند؟ او از مرزهای فرهنگی و شناختی عبور می کند و ایمان و خرد درونی خود را از بین می برد، آیا خطری محسوب می شود؟

وی تأکید می کند: «آواز سلام یا مهدی آهنگی است که همه راه ها را طی کرده و از قاره ها و دریاها عبور کرده است. دلهای خسته را پر از آرامش و آرامش روح می کند و با طواف کعبه جان عاشقان را نجات می دهد. آنچه اکنون در حال رخ دادن است چیزی نیست جز امواج امیدی که برمی خیزد و به جلو می رود و چیزی نیست جز نوری که در دل توده های مه، ظلم و بی عدالتی رخنه می کند و از انتظار موعود سخن می گوید که این جهان را نجات خواهد داد. همه ما باختیم ما در آستانه سقوط اخلاقی می بینیم، این نجات خواهد داد».

انتهای پیام/4106/

دیدگاهتان را بنویسید