قاتل زنجیره ای زنان چه کرد؟ – اندیشه معاصر

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، ساکنان آبادان در سال های 1362 تا 1366 شاهد قتل های زنجیره ای بودند که در آن دختران و زنان تنها با شکستگی سر و جمجمه کشته شدند. قاتل زنجیره ای آن سال ها در جنوب کشور فرید بگلانی بود که بی خبر در شهرهای بهمنشیر، آبادان و هرمشهر علیه دختران و زنان جنایت می کرد.

فرید بگلانی در بخشی از اعترافاتش گفته بود: «زنان را به خاطر تنفر و کینه توزی می کشتم. اگر آنها را کتک می زدم دستگیر می شدم، بنابراین تصمیم گرفتم آنها را بکشم تا دستگیر نشوم». قاتل دوچرخه سوار آبادانی طی سالیان گذشته 15 زن و یک دختر و یک پسر را کشته است.

عنوان دوچرخه سوار از کجا آمده است؟

فرید که یک کارگر معمولی بود، بعد از کار با دوچرخه اش می رفت و در جنگل های اطراف پرسه می زد و هر زن و دختری را که می دید، با ضربه ای به سرش می کشت و بدنشان را سر می برید.

زن کامل 50 ساله که توسط فرید کشته شد

فاجعه هولناک قتل فرید در 5 آوریل 2008 با دقت بیشتری پیگیری شد و در آن روز مردی به اطلاعات رفت و گزارش داد که مادر 50 ساله اش شتر از روز قبل از خروج از خانه برنگشته است. .

با وجود اینکه خانواده کامل تمام نقاط ممکن را برای یافتن ردی از او در پلیس جستجو کردند، اما هیچ اثری از او پیدا نشد تا اینکه عصر روز 15 فروردین جسد زن میانسالی برهنه در جت آب پیدا شد.

در بررسی ها مشخص شد که جسد متعلق به شتر است که با ضربات شدید سر کشته شده است. تحقیقات پلیس نشان می دهد که شتر در نیزارهای اطراف کشته شده و توسط یک قاتل یا قاتلان به زمین کشیده شده تا در نهر پرتاب شود. پرونده کاملا مفتوح بود تا اینکه حدود یک ماه بعد خبر مرگ دختربچه ای به نام فاطمه در مقابل خانه شان مردم بهمنشیر را متاثر کرد.

روز ششم اردیبهشت، فاطمه در شهر مروارید مقابل خانه شان مشغول بازی بود که به طرز مرموزی ناپدید شد. وقتی خانواده فاطمه هیچ نشانی از او پیدا نکردند، موضوع را به پلیس گزارش کردند. تیم تحقیق همچنان در راه است که گزارش شد جسد برهنه فاطمه در 150 متری منزلشان پیدا شده است. و در این مورد قاتل با ضربات سنگین جمجمه فاطمه را له کرد و بدن او را از دید او دور نگه داشت و هزینه آن را تامین کرد.

در 30 خرداد همان سال دختری به نام خدیجه بغلانی کشته شد. مردم این شهر دوباره شوکه شدند. وقتی خدیجه ناپدید شد، برادر و خواهرش به جستجوی او پرداختند و پس از 10 دقیقه دمپایی دختر را روی پل خاکی رودخانه پیدا کردند.

خانواده خدیجه وقتی به بالای دختر رسیدند، سر و صورت او را غرق در خون دیدند، خدیجه نیمه جان بود و لباس هایش پاره شده بود. این دختر به بیمارستان منتقل شد، اما بر اثر 11 ضربه به سر جان باخت.

سناریوی قتل خدیجه به خوبی سایر قربانیان انجام نشده بود، زیرا قرار گرفتن گوشواره های پاره در گوشه و کنار خدیجه دلیلی بر این بود که قاتل با ورود خانواده خدیجه نتوانست کار قبلی خود را با خونسردی به پایان برساند.

قاتل آزادانه در شهر پرسه می زد و اثری از او پیدا نشد تا اینکه زنی به پلیس گزارش داد که توسط مردی مورد حمله قرار گرفته است. خانم 33 ساله ای به نام فوزیه در شکایت خود گفت که در منطقه بهمنشیر توسط مردی مورد اصابت چاقو قرار گرفته و این مرد پس از برخورد با وی به گمان اینکه مرده است محل را ترک کرده است.

پس از دیدن عکس‌های افراد سابق، فاوسیا عکسی را نشان داد که مدعی بود مهاجم است. این عکس متعلق به مردی 40 ساله به نام فرید بگلانی است که پیش از این به عنوان مظنون دستگیر شده بود اما به دلیل نبود مدرک آزاد شد.

قاتل دوچرخه سوار در تعقیب پلیس است

پرونده فرید شامل چندین سوابق از جمله پنج سال حبس است که بعداً اعتراف کرد که انگیزه قتل همزمان با زندان فرید بوده است.

او توسط پلیس دستگیر شد و پس از دستگیری مدت زیادی صحبت نکرد و هیچ یک از اتهامات را نپذیرفت تا اینکه اعتراف کرد که فوزیه را شخصا کتک زده و او را مورد ضرب و شتم قرار داده است.

فرید بگلانی صحبت کرد و در اعترافاتش گفت که 15 زن دوچرخه سوار را در جنگل های اطراف گرفتار کرده و با ضربات متعدد به سر آنها را کشته است.

«اولین قتلم را اواخر سال 1362 در هرمشهر انجام دادم که زن 60 ساله ای به نام نوری پورعلی را در حالی که تنها در بیشه ای قدم می زد کشتم و بعد از قتل با وحشت «فرار به آنجا» وحشت کردم.

بعد از این جنایت، چند روز عذاب وجدان داشتم تا اینکه تصمیم گرفتم برای فرونشاندن آتش کینه، بیشتر بکشم، بنابراین در 1 سپتامبر 1984، دختری تنها را دیدم که در جنگل های نزدیک شات قدم می زد، جایی که یک 10 ساله دختری به نام ایران دریس با لگد محکمی به میله آهنی زد.

دو ماه پس از این جنایت، در 6 آبان همان سال، دختری 13 ساله به نام خدیجه مقدم را کشتم.

پنجمین قربانی من زنی 28 ساله به نام لامیه سواری بود که با پیاده شدن از دوچرخه، او را در منطقه بهمنشیر تنها دیدم و با میله آهنی چند ضربه به او زدم. پس از قتل، من برای انتقام چندین ضربه دیگر به قربانیان زدم.

فرید ادامه داد: در 30 بهمن 84 آخرین جنایت سال را انجام دادم که قربانی من زنی مجرد به نام مهین بود که در جنگل های منطقه کار می کرد. وقتی از پشت به او نزدیک شدم ضربه محکمی به سرش زدم که بلافاصله فوت کرد.

قاتل دوچرخه سوار ادامه داد: سال 85 را با قتل دختر 12 ساله ای به نام فاطمه ناصری در خرمشهر آغاز کردم که هشتمین قربانی من دختری 11 ساله به نام مریم حدادی بود که در 10 سالگی مریم را کشت. ساعت 30 صبح 25 تیر 96. حالا بازی پشت ساختمان بیمارستان طالقانی آبادان را دیدم و با میله آهنی به پایش زدم و پس از ربودن گوشواره و دستبندش، جسدش را به کنار جاده انداختم.

در 29 مرداد همان سال دختری 9 ساله به نام سیده عاطفه پورمحمود را در آبادان کشتم و قربانی بعدی من دختری 9 ساله به نام نرگس خلفی بود. بوبیدم.

در روزهای پایانی سال 1364 یازدهمین قتل را در اطراف نخلستان های آبادان انجام دادم و زنی 40 ساله به نام ندیم معرز را کشتم و در 15 فروردین 86 نیز زن 45 ساله ای به نام آمنه شفیعی را کشتم.

سپس در 16 شهریور همان سال زنی 50 ساله به نام خدیجه را کشتم و در سال 1366 تصمیم گرفتم فاصله زمانی قتل خود را کاهش دهم. بنابراین در 4 آوریل در دفترم اولین قتل سال را نوشتم.

قربانی من زنی 50 ساله به نام خدیجه رئیسی بود که پس از قتل جسد او را به رودخانه انداختم. 6 اردیبهشت دختر 9 ساله ای به نام فاطمه کروشات را به ساختمان نیمه کاره کشاندم و در آنجا کشتم. آخرین قربانی من دختری 12 ساله به نام خدیجه بغلانی بود که در 29 خرداد در آبادان او را کشتم.

  ترانه "ترسناک ترین مرد جهان" را از هالک ایرانی می خواند

فرید در پایان گفت: من قبلاً هیچ کدام از غارت هایم را نمی دانستم و زمانی که در جنگل کار می کردند، علف می چیدند یا دوچرخه می زدند، آنها را چیدم و کشتم. «میله آهنی را هم در گودال پنهان کردم که بعد از هر قتل درست می‌کردم.

فرید بگلانی در خانواده ای بزرگ شد که روان پریشی در آن نهادینه شده بود، از کودکی می گفت: من با پدربزرگم زندگی می کردم، البته مادرم را می دیدم، اما تا 12 سالگی نمی دانستم او مادرم است و فکر می کردم. او پسر عموی من بود.

او در اعترافاتش گفت که مادرش او را به شدت مورد آزار و اذیت قرار داده و از همه زنان رنجیده است، اما این همه دلیل او برای نفرت از زنان نبوده است. پدربزرگ فرید نیز که نقش مهمی در تربیت او داشت از زنان متنفر بود. به گفته فرید، پدربزرگش در خیابان به زنان حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده است.

فرید دو بار به اتهام آزار و اذیت زنان دستگیر شد و به گفته او یک کارگر عادی و باغبان خانه مرد ثروتمند شهر بود و سپس به چند زن حمله کرد و به همین دلیل دستگیر شد. او گفت: «اولین بار محکوم شد، اما برای بار دوم به پنج سال زندان محکوم شد. «در این زندان بود که به این نتیجه رسیدم که باید زنان را بکشم. «اگر تازه آنها را کتک می زدم و آزارشان می دادم دوباره زندانی می شدم اما اگر آنها را می کشتم برای خودم مدرکی نمی گذاشتم.

به گفته خودش بعد از هر قتلی آرام می گرفت، هرچند گاهی احساس ندامت می کرد، اما خیلی زود آرام می گرفت. او به سن طعمه هایش اهمیت نمی داد، فقط به جنسیت آنها فکر می کرد و می خواست انتقام بگیرد.

در اولین جلسه دادگاه فرید بگلانی، بهرام رستچ احمدی، نماینده وقت دادستان اهواز، فرید بگلانی را در جایی علت این جنایات را آزاری که از مادرش دیده است، عنوان کرد و گفت که تصمیم گرفته شد از آن زمان به بعد زنان را آزار می دهند. گرفته است.

قاتل زنجیره ای زنان چه کرد؟

فرید بگلانی پس از محکومیت در دادگاه به قصاص ۱۳ سال محکوم شد تا اینکه صبح روز شنبه ۲۲ آبان ۱۳۶۸ در حیاط زندان کارون اهواز به دار آویخته شد و پرونده قتل زنجیره ای آبادان برای همیشه بسته شد.

انتهای پیام/*

(1 بار بازدید شده، 1 بازدید امروز)

دیدگاهتان را بنویسید