عواقب وحشتناک خیانت – تفکر مدرن

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، زنی که با خیانت به همسرش قتل خود را سازماندهی کرده بود با همدست خود در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می شود. این زن دو سال پیش با همدستی مردی که با او رابطه نامشروع داشت، شوهرش را کشت و جسد را مخفی کرد.

راز قتل زمانی فاش شد که زنی به نام سحر با پلیس تماس گرفت و از ناپدید شدن شوهرش خبر داد. زن گفت: شوهرم سر کار رفت و دیگر برنگشت و من از او خبر ندارم و فکر می کنم اتفاقی برای او افتاده است زیرا قطعاً به من گفته است که کجا رفته است.

تحقیقات پلیسی آغاز شد و مشخص شد این زن مدتی با مردی به نام آرش در ارتباط بوده و شوهرش از این رابطه بی اطلاع بوده است. بنابراین فرضیه قتل با خیانت تقویت شد. زمانی که ماموران آرش را شناسایی و دستگیر کردند، وی به قتل همسر سحر اعتراف کرد و گفت: من محسن را کشتم در حالی که قصد کشتن او را نداشتم.

متهم گفت: من و سحر با هم فامیل بودیم و بعد از ازدواج سحر رابطه ما خیلی نزدیک شد. بعد از مدتی به طور اتفاقی سحر را دیدم و متوجه شدم که او اصلا با شوهرش رابطه خوبی ندارد و از آن زمان رابطه ما خوب شده و با هم صحبت کردیم.

روز حادثه من و سحر با چند نفر از دوستانمان بیرون رفتیم و همان جا مشروب خوردیم و مشروب خوردیم. وقتی برگشتیم سحر به دلیل اضافه وزن حالش خوب نبود و سحر را به خانه بردم. آن را برداشتم و روی تخت گذاشتم.

  بهادری جهرمی: واردات خودرو با تصویب هیئت وزیران آزاد شد

در همین حین شوهر سحر وارد شد و من را دید و با هم دعوا کردیم و من او را کشتم. سپس با کمک سحر و یکی از دوستانم به نام میثم جسد را بیرون آوردیم و در حاشیه تهران به خاک سپردیم. پس از این مرد سحر نیز دستگیر شد و با اعتراف به دست داشتن در قتل همسرش گفت: برای گمراه کردن پلیس دروغ گفتم و فکر نمی کردم شناسایی شویم.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای سحر، آرش و میثم، پرونده برای رسیدگی به شعبه هفتم دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جریان دادگاه پس از قرائت کیفرخواست متهمان و متهم شدن آرش به قتل، سحر معاون قتل و میثم معاون تشییع جنازه، مادر مقتول به عنوان ولی دم برخاست و خواستار قصاص شد.

وی گفت: من و همسرم مخالف ازدواج سحر و محسن بودیم، به شدت اصرار داشتیم که پسرمان با این دختر ازدواج نکند اما این اتفاق نیفتاد و پسرم ازدواج کرد. آنها سه سال با هم زندگی کرده بودند و پسرم همسرش را خیلی دوست داشت و باعث مرگ او شد.

برای قاتل قصاص می خواهم و برای سحر اشد مجازات. وقتی نوبت به آرش رسید او به قتل اعتراف کرد و گفت: من سحر را از قبل می شناختم و همانطور که گفتم با هم فامیل بودیم. قبل از ازدواج سحر با هم رابطه داشتیم بعد از ازدواج این رابطه بهم خورد تا اینکه متوجه شدم سحر از ازدواجش راضی نیست و زندگی سختی دارد.

او گفت که شوهرش او را اذیت می کند و نمی خواهد با او زندگی کند اما به دلایلی که به من نگفته نمی تواند طلاق بگیرد. تماس تلفنی ما اینگونه شروع شد. سحر مرا آزار داد و از کارهای شوهرش به من گفت.

  استراتژی جدید برای درمان زخم پای دیابتی - تفکر مدرن

روز حادثه برای اینکه کمی آرام بگیرم از او دعوت کردم تا با من و دوستانم خوش بگذرد. از تهران رفتیم و یه جایی جمع شدیم و با هم بودیم. شکر زیاد نوشید. مجبور شدم او را به خانه ببرم. به خانه که رسیدیم سحر را روی تخت گذاشتم در همین لحظه شوهرش از راه رسید و مرا دید.

او به من حمله کرد و با دستش مرا خفه کرد که مجبور شدم از خودم دفاع کنم و او را زدم. شوهر سحر جان خود را از دست داد و ما چاره ای جز مخفی کردن جسد نداشتیم. بنابراین با کمک سحر و یکی از دوستانم به نام میثم این کار را انجام دادیم.

با میثم تماس گرفتم و او را به خانه سحر بردم و ماجرا را برایش تعریف کردم و او را وارد عمل کردند و مجبور به همکاری کردند. سپس سحر این سمت را گرفت. او می گوید: من و شوهرم از ابتدای زندگی مان با هم اختلاف داشتیم، اما هیچ وقت از مرگ او خوشحال نشدم.

آن شب مشروب می خوردم و حالم خوب نبود که آرش کمکم کرد تا به خانه برسم. از درگیری آرش و شوهرم چیزی به خاطر ندارم و من هم در آن درگیری حضور نداشتم. با توجه به عدم حضور متهم ردیف سوم که با قرار وثیقه آزاد شده بود، ادامه رسیدگی به حرفه وی و دفاعیات وکلای متهم ردیف اول و دوم به تعویق افتاد. .

دیدگاهتان را بنویسید