تجاوز وحشیانه به دختر 18 ساله در لانه تنهایی + جزئیات – اندیشه معاصر

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، اینها بخشی از اظهارات زن 21 ساله ای است که از شوهرش به دلیل سرقت لوازم منزل، طلا و جواهرات شکایت کرد.

وی با بیان اینکه همسر معتادش تصاویری از جواهراتم را برای فروش در سایت دیوار گذاشته است، با چشمانی اشکبار از ماجرای تلخ زندگی یک کارشناس اجتماعی از اداره کلانتری سپاد مشهد گفت: او را با جوانی بسته بودند. صورت مرد. نشستن پشت میزی در خیابان و کشیدن سیگار.

این قیافه با لبخند او رنگی عاشقانه به خود گرفت و خیلی زود با رد و بدل شدن شماره تلفن ها شروع شد، رابطه غیرعادی من با شایان.

حالا اسم این رابطه هوس‌انگیز خیابانی را «عشق» گذاشته بودم و توهم می‌خوردم که اگر با عشق و علاقه ازدواج کنم، به سعادت و خوشبختی خواهم رسید، در حالی که خوب می‌دانستم که این دوستی‌های پنهانی چیزی جز شرم و هوس نیست.

خلاصه بعد از چند ملاقات مخفیانه در جاهای خلوت بالاخره ارزشش را داشت که به من پیشنهاد ازدواج بدهند، اما خانواده ام به محض اینکه آن را دیدند، مرا متهم کردند که دلم را به چنین مرد بیکار و تنبلی باخته ام! اما من که به این توصیه ها و ملامت ها توجهی نداشتم، بی شرمانه در برابر پدر و مادرم ایستادم و عشق و علاقه خود را به شایان ابراز کردم.

با اینکه شایان سرباز فراری بود و شغلی نداشت، اما من به هیچ چیز جز ازدواج با او فکر نمی کردم و به روابط پنهانی ادامه می دادم تا اینکه در یکی از این جلسات و در تنها لانه دوستش بود و عفت مرا ربود. این بوزا خانواده من را مجبور کرد که از مخالفت دست بکشند.

  راز قرارداد کوتاه مدت مدافع برزیلی استقلال فاش شد! - اندیشه معاصر

از ترس شرم و رسوایی ماجرای خانواده ام را تعریف کردم و با دامن کثیف سر سفره عقد نشستم، حتی نمی دانستم شایان خانواده ای آشفته دارد و مادرش بارها ازدواج کرده است، اما بدبختی و بدبختی. یک چرخش وحشتناک، زمانی که فقط یک هفته پس از ازدواجم متوجه شدم که شایان نه تنها به مواد مخدر صنعتی معتاد است، بلکه داروهای روانگردان را نیز می پذیرد.

انگار تازه چشمانم باز شده بود که آرام آرام متوجه شدم در باتلاقی وحشتناک افتاده ام. شایان شب از خواب بیدار می شد و تا بعدازظهر بعدازظهر با مواد مخدر می خوابید و با پولی که از مادرم و دیگران به بهانه های مختلف می گرفتم زندگی می کردم اما نمی توانستم حقیقت را به خانواده ام بگویم، تکرار می کنم چون او انتخاب من است و من با شرم و دامن کثیف این سرنوشت را رقم زده بودم.

احساس می کردم شاید با تولد پسرم این زندگی نکبت بار کمی بیشتر به آرامش برسد و ارزش راه اندازی کسب و کار را داشته باشد، اما با تولد فرزندم بیشتر در این باتلاق وحشتناک فرو می روم و بیهوده تلو تلو می خورم. . حالا شایان تمام تلاشش را می‌کرد تا خرج اعتیادش را بپردازد، حتی کفش‌های همسایه‌ها را می‌دزدید و لوازم خانگی را تقریباً به هیچ می‌فروشید.

در این شرایط فقط گریه می کردم و با هر ترفندی از خواهر و برادرم پول می گرفتم تا بچه ام را از گرسنگی نکشم. من فقط چند حلقه کادو عروسی را به همراه یک ست نقره که برادرم برای تولد نوزادم به من داده بود را در مکانی امن پنهان کردم تا همسرم به آنها دسترسی نداشته باشد.

  خبر جدید وزیر کار برای یکسان سازی حقوق بازنشستگان جمعه 20 اسفند 92 / تصویب بودجه جدید - اندیشه معاصر

روزهای تلخی را پشت سر گذاشتم اما همچنان سکوت کردم زیرا با رفتار شرم آور خود اشتباه بزرگی مرتکب شده بودم و جرأت نداشتم تلخی خود را ابراز کنم تا اینکه چند شب پیش برادرم متوجه عکسی از یک ست نقره بر روی دیواری شد که به دستم رسید. هدیه.

با عجله به سمت طلاهایم شتافتم و متوجه شدم که نه تنها همسرم آنها را به این طریق فروخته است، بلکه بسیاری از وسایل خانه را نیز فروخته است. هیچ امیدی به ادامه این زندگی نکبت بار ندارم.

حالا که چیزی به نام هیجان بلوغ وجود ندارد و من به حقیقت زندگی واقعی با هم رسیده ام، تازه فهمیدم که در آن زمان به نام «عشق» نه تنها آینده و وجودم را نابود کردم، اما سرنوشت پسرت را هم تباه کردم و….

با سرپرستی سرگرد جعفر عامری (رئیس کلانتری غرب کشور)، تحقیقات کارشناسی و روانی در رابطه با این زن جوان توسط یکی از بهترین مشاوران معاونت اجتماعی بهزیستی آغاز شد.

داستان واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

انتهای پیام/*

(1 بار بازدید شده، 1 بازدید امروز)

لینک کوتاه: https://andishemoaser.ir/?p=1257947

دیدگاهتان را بنویسید